نوحه می رسد از علقمه

درخواست حذف این مطلب

نوحه می رسد از علقمه



می رسد از علقمه در میان همهمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


از یسار و از یمین در حصار آن دل غمین

لیک دارد دشمن از آن پور حیدر واهمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


اشک ریزان چشم مشک، بارش باران اشک

بر سرش شمشیر و تیر و خنجر و طعن قمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


ک ن چشم انتظار تشنه با حال نزار

ساقی دشت بلا شرم دارد بی شمار

گویی دارد آرزو عمرش پذیرد خاتمه


"موجی" در بحر الم، در میان موج غم

اشکریزان بر زبانش نوحه دارد

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


شعر از محمود موجی


با نوای عباس محمدی باغملایی